قصه های دست نخورده مادر بزرگ
« کلثوم یزدی» مادر بزرگ 60 ساله ای است که یک دنیا سفره و جاجیم و چادور شب بافته و ذهنش پراست از قصه های دست نخورده ای که قدمت شان به سال‌های دور بر می گردد.

النگ روستای زیبا: آرام روی صندلی نشسته است و به تک تک آدم‌هایی که به تاروپود نخ های دارش زل زده اند نگاه می کند و ته دلش می خندد. دیوار پشت سرش پراست از دست بافت های است که دانه دانه شان را خوب می شناسد و هرکدامشان در تنهایی لحظه هایش رشد کردند و همدم او شده اند. حاضران هم چرخی می زنند و بی بی را نگاه می کنند و اولین سوالی که می پرسند این است: «این سفره هاو جاجیم  هاو چادور شب ها کار شماست؟» بی بی هم گوش تیز می کند و با همان لهجه شیرین بالا جاده ایش جواب می دهد: «اُرِه مِن دِرست کاردِمه» حاضران هم با کلثوم خانم عکس یادگاری می گیرند.



یعقوب محمودی شنبه 21 بهمن 1396 - 12:45 ب.ظ نظرات()